من که از دار دنیا یک خاله بیشتر ندارم ...خاله جانم آن طرف تهران زیست میکند ....در ایام عید دیدنی بازی ..برای رفتن به خانه خاله جانم باید پروژه تعریف کنیم تا بتوانیم به خانه شان برسیم ....وقتی داد همه فامیل بالا میرود که جای خانه تان رو عوض کنید که نزدیک بقیه باشید ...شوهر خاله کس خلمان میگوید :....
شرق تهران صمیمی تر است ...انگار دیوارهایش با آدم صمیمی تر است ...
تازه آب و هوای شرق تهران خیلی بهتر است و اصلا آلودگی ! ندارد .....
در شرق تهران ترافیک بسیار کم است ..اگر ترافیک باشد ... بسیار ترافیک مفرح و بامزه ایست ....
حتی آمار دزدی و جنایت در شرق کمتر است ....شما تا حالا دیده اید دربرنامه "درشهر" بگوید ...فلان دزد شرقی دستگیر شده .....هرچی دزده ...شمالی وغربی وجنوبی هستند ..
تازه ...آمار طلاق در شرق بسیار کمتر است .... الان من و عیال مثل ماه عسلمان همدیگر رو دوست داریم....
البته راست و دروغش با همکارم ...که در اداره میگفت ......یک حدیث پیدا کرده که اگرآن را با حروف ابجد بنویسید.... بعد اعداد زوج رو حذف کنید ...و لاپلاسین تابع نود و هشت مجهوله را حساب کنید ....و دوباره به زبان عربی آن را برگردانید .....مذمون حدیث این میشود ...که امام زمان از محله تهران پارس ظهور میکند.....
همین طرح عفاف بود که اجرا شد ....اصلا اینجا یک دختر نبود که کسی بخواهد او را بگیرد .....چون در شرق ...همه دختر ها خانواده دار هستند .....حتی یک مورد اراذل و اوباش اینجا پیدا نکردند ....
اصلا اگر همه تهران مثل تهران پارس بود ....آمریکا به ایران گیر نمیداد ...که در اینجا حقوق بشر رعایت نمیشه ....و نیازی به این همه کمپینگ صلح و غیره و ذالک نبود .. و همین زنان شورشی که اسمشون رو گذاشتند فی می نیست ....اگه در شرق زندگی میکردند ...هیچ وقت طلاق نمیگرفتند که بخواهند حضانت بچه داشته باشند .... الان در همین محله ما اینقدر پسر خوب هست .....یکیشون میرفت شیرین عبادی رو میگرفت تا سر اون هم بی کلاه نمونه....
حتی گرانی در شرق تهران کمتر است ....الان آقای باجناق (بابا جان من) شما تخم مرغ را دانه ای چند میخری .... (باباجان…. تخم مرغ آزاد دونه ای نود و پنج تومن است ولی شهر و روستا میدهد دونه ای 85 تومن .....(شوهر خاله جان: آهان همینه دیگه .....اینجا تخم مرغ دونه پنجاه و سه تومن است ...(باباجان: شما بیا نزدیک خونه ما ....من هر روز میایم شرق تهران خرید خانه شما را انجام میدم...
(شوهر خاله: عجب اصراری میکنید ...مسئله من چیز دیگری است ... پسرهای نره غولم ....هنوز خام تشریف دارند ... به هر حال همه میدانید ..... شرق تهران از نظر اخلاقی بهتر از شرق تهران است ....ومن بخاطر تربیت بچه ها خانه ام را عوض نمیکنم ...چون پسر هایم فاسد میشوند ....و میگندند ...شما که نمیدانید چه جامعه ای شده .....بچه اگر بگندد...اول مویش سیخ میشود ....بعد دولش ....وقتی دول پسرس سیخ شد ...برای آرام کردن خودش سیگار میکشد ......وقتی پسرهایم معتاد شدند ....شما جواب مرا میدهید ...حالا من به کنار...دوست دختر (های) پسرهایم دپرس میشوند .....و پوستشان خراب میشود ....وقتی آدم معتاد شود ...حتی نمیرسد زیر ابروهاش رو برداره ...چه برسه به اینکه یاد مادر ..پدرش بیفته......حالا دیگه حرف نزنید ...چون کانال چهار راز بقا داره و میخواهم نگاه کنم ....
خاله جانم در گوشی به من گفت ....چرت میگه ...اینجا نزدیک خونه خواهر هایش هست ...بمب اتم هم نمیتونه آقا را تکون بده.....حالا جیمی جان دیگه حرف نزنیم ....چون راز بقا داره ...نمیخوام حواس آهو ها پرت بشه....
من که قانع شدم ...حقوق بشر یک جائی در حوالی خانه خاله ام اینا ست
|
+| نوشته شده توسط
جیمبولک در سه شنبه بیستم فروردین 1387
|